بهار زندگیم...
سلام گوگولی مگولی... یه بغل گل یاس و یه سبد گل مریم یه کهکشان ستاره و یه دنیا عشق پیشکش تو ای تنها بهانه زندگی.. نمی دونم از کجا شروع کنم از کدوم شیرین کاری هات بنویسم از کدوم خندهای زیبات و از کدوم شیطنتات.... هیف که از بس زیادن خیلی هاشون را فراموش میکنم ..چکار کنم عزیزم تو را که می بینم مست نگاهت میشم و همه چیز از ذهنم پاک میشه.... وکلی دوباره باید فکر کنم ...بعضی هاشون را هم دیر یادم میاد... ............ به ادامه مطلب برو عزیزم.... شبهای دخملی... دم غروب که میشه بهانه بابایی را میگیری وقتی صدای زنگ در را می شنوی چنان جیغی از سر خوشحالی می کشی که نگو...و سریع خودت را به پشت در سالن...
نویسنده :
مریم(مامان ثنا جون)
1:37







