زیباترین ارزوی ما زیباترین ارزوی ما، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره
یکی شدن عشقمونیکی شدن عشقمون، تا این لحظه: 29 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره
شازده پسر اقا سبحانشازده پسر اقا سبحان، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

☆彡 ثنا سوگلی مامان و بابا ☆彡

من رای میدهم زیرا...

    به دنبال گنجشکها و مورچه ها         اینم عکسهای ثنا جون در تاریخ 24/3/92 در مدرسه قیصریه خیابان شریعتی موقع رای ریختن.. دلم می خواست که از وقتی که رای میدهم ازت عکس بگیرم  که خیلی خیلی شلوغ بود گفتم اذیت نشی.. برای همین داخل محوطه مدرسه مشغول بازی و خوش گذرانی بودی...   من رای می دهم زیرا..   هستم ، وجود دارم و حق دارم در تصمیمات سیاسی کشورم سهیم باشم.   من رای می دهم زیرا..   سرنوشت خودم و هموطنانم برایم مهم است.     من رای می دهم زیرا...   می دانم سرنوشت کشورم به دست مجلس شورای اسلامی تعیی...
24 خرداد 1392

طرز شستن نخود سبز

  سلام به ثنا جونم و مامانهای مهربون و نی نی های گل..   امروز می خوام یه کار خوب و یه کار بد  را به   نی نی های خوشکل یاد بدم...   به ادامه مطلب بروید..   اماده اید قلم و دفتر اوردید...   پس اول خوب بخونید بعد خلاصه ان را بنویسید...    (ابتدا کار خوب)   طرز شستن نخود سبز     مرحله اول::::     یکم به ظرف نخودها نگاه میکنیم!!!   و می گیم ...وای چقدر زیاده!!!        مرحله دوم:::::   اگه لباستون مثل منه که هیچی ... ولی اگه که نه خوب...
24 خرداد 1392

یه دختر دارم شاه نداره

  یه دختر دارم شاه نداره   سلام و هزاران سلام   ٢١/٣/٩٢   دیروز صبح رفتیم خونه خاله منیژه و با همدیگه کیک پختیم   خیلی خوشمزه شده بود جاتون خالی.   تا بعد از ظهر اونجا بودیم و شما کلی با مهدی و زهرا بازی کردی   ولی حیف که مهدی خیلی خیلی لجبازه و تو هم داری   از اون یاد می گیری   نمی دونم چکار کنم     بعد از اونجا رفتیم خونه مادر جون چون اقاجون مریضه رفتیم   احوالش را بپرسیم البته با بابا رسول با ماشین خاله!!!   یکم اونجا نشستیم بابا رسول رفت ماشین خاله را داد .   من و تو هم منتظر اقاجون حجی ...
22 خرداد 1392

بازم باغ...

  سلام به زندگیم...   همه دار و ندارم...   عزیز دلم روز چهارشنبه ١٥/٣/٩٢ به اتفاق اقاجون ،مامان جون،   زن عمو ،بابا رسول بازم رفتیم باغ عمه ..   ما که تا میوه داره ول کن نیستیم   شما به محض ورود از قبل یادت بود که هاپو دارند و نی نی هم داره...   سریع سمت اونا را نشون دادی و خودت را میکشیدی اون سمت تا ببرمت..   ما هم تابع بردیمت چقدر نی نی هاش بزرگ و خوشکل شده بودند   هر چقدر من بدم میاد از هاپو شما خوشت میاد.   با مبینا داشتید هاپو را نگاه میکردید من هم ازتون عکس گرفتم...    قربونتون برم... ...
19 خرداد 1392

عید مبعث

  سلام به همگی     روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های   ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها   می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی   گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد   (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت     رسول اکرم مبارک باد .             به به که چه روز خرم آمد / مبعوث، نبى اکرم آمد   بس عید فرا رسید بى شک  / عیدى ن...
17 خرداد 1392

اینم یه جورش دیگه

سلام به عروسک قشنگم ثنا جون     من و عروسکم در یکسال و ١٧ روزگی                                                    یکسال و ٢٠ روزگی    مامان، بابام از الان به فکر اینده من هستند دوچرخه که کادوی تولدم بود  را بردند و یه دوچرخه بزرگتر واسم گرفتند   حالا هر چقدر من بهشون میگم به فکر ...
17 خرداد 1392