انچه گذشت
سلام جوجه طلایی مامان ،سلام عشقم ببخش که دیر شد خوب تقصیر خودت بود از بس به این لپ تاپ بیچاره حمله میکنی خدا را شکر درست شد و من الان در خدمت رسانی حاضرم خوب سریع تا که خواب هستی بریم سر اصل مطلب بیا ادامه مطلب: اینجا فکر کنم با دستت در دهنت را گرفتی که باز نشه.. فدای اون خوابیدنت بشم . روز سه شنبه ٩٢/١٢/٦ 92/12/7روز چهارشنبه خونه خاله بودیم و تو هم با بچه ها بازی می کردی تا اینکه موقع خواب عصرانه شد تو هم داشتی شیر میخوردی و کم کم چشمات داشت بسته میشد یکمرتبه نمیدونم چی شد که گریه ،گریه که می خوام برم سوار تاب بشم خلاصه اصرارشما,ا...











