سرزمین عجایب
سلام نازنینم ،سلام فرشته مهربونم سلام به شیرینی و شکلات زندگیم ثنا بانوی عزیزم. خوشکل مامان از بس تبلیغ شهر بازی را از تلویزیون نمایش میدادند و تو ذوق زده میشدی من و بابایی تصمیم گرفتیم ببریمت سرزمین عجایب ساعت 10 شب روز پنج شنبه 92/12/1 به همراه عمه زهره و مبینا و محمد و باباشون عمو به قول تو فسقلی راهی شدیم .. ادامه مطلب :ادامه سرزمین عجایب بفرمایید تو.. خوش اومدی تا که وارد شدیم اول متحیر و متعجب فکر کنم داشتی فکر میکردی که اینجا کجا تلویزیون کجا وااااااااااااااااااااااااا خواب می بینم؟ کلی اطراف را نگاه کردی تا اینکه نرمال شدی..به م...












